در کشور ما و برخی از کشور های آسیایی، کارگر را «مزدور» می نامند. در حالیکه «مزدور» اصطلاح تحقیر آمیزی است که برای افراد وابسته(چیزی شبیه جاسوس) به کار برده می شود. علاوتاً اصطلاح تحقیر آمیز«نوکر» نیز برای کارمندان پایین رتبه دولتی به کار برده می شود. کارگران و مستخدمانی که در روز های رخصتی و یا شبانه موظف به کار اند «نوکری» نامیده می شود که اشارۀ به همان اصطلاح توهین آمیز «نوکر» است. در دهات برای فرزندان دهقانان از سوی مالکان و اربابان نام های خاصی که بعضی با «کاف تحقیر» همراه است، به کار می برند. چون تورک، مرغک، کوتاه گک، دیوانه، موشک، چرکک، ملا گک، کُپ، قیچ، کاجک، گُد، سیاه، دینگ، لنگک، پیت، گَرگ، گُرگک، کَل، گُنگه، کَر و غیره. اما بر فرزندان اربابان و سرمایه داران نه تنها چنین نام هایی گذاشته نمی شود بلکه از دوران طفولیت القابی چون سردار، پاچا، نامی، آغا و تخلص های خاندانی که بوی طبقاتی می دهند، گذاشته می شود و به همان القاب یاد می گردند.
اربابان و سرمایه داران و عوامل ستم آنان کوشش می کنند تا به هر شیوۀ روحیۀ فرزندان زحمتکشان را از همان آغاز زندگی بکشند و با این اصطلاحات به همه بفهمانند که اینان مستوجب چنین تحقیر ها و توهین هایی اند و هیچگاه نباید هوای قدرت را در سر بپرورانند. قهرمانان زحمتکشان را در تاریخ به عنوان دزد، باغی، رهزن، مخالف قانون و نظم عامه، آدمکش و جانی ثبت کنند و در ذهن فرزندان زحمتکشان القاء نمایند. خالق که نادرشاه این جلاد کم نظیر تاریخ را قهرمانانه به درک فرستاد، در تاریخ به عنوان «جنایتکار» ثبت کردند و با او 16 زحمتکش دیگر را مُثله نمودند، اما نادر خون آشام را «شاه شهید و سعید» نامیدند. به این صورت ایدیولوژی، فرهنگ و تاریخ نویسان زحمتکشان و ستمگران از هم فرق دارند. زبان و اصطلاحات و مقولات دو طرف متفاوت اند. اما چون پول، قلم و کاتب در اختیار ستمگران قرار دارند، لذا اکثر تاریخ نویسان برای ستمگران می نویسند و به ستمکشان توصیه می کنند که تا ابد بار ستم اربابان و سرمایه داران را به دوش بکشند و صدایی نکشند که مستوجب عذاب دنیوی و اخروی می شوند.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر