کتاب های منتشره

  • اقتصاد سیاسی
  • موضوعات اجتماعی

جستجوی موضوعات منتشر شده

۱۳۹۶ دی ۲۹, جمعه

کارگران افغان به شکل فاجعه باری مورد بهره برداری قرار می گیرند



هیواد

یکبار دیگر طبقۀ کارگر افغانستان ماتمدار گردید، اینبار 5 تن از کارگران معدن زغال سنگ دهنۀ تور ولسوالی درۀ صوف ولایت سمنگان در حالیکه از کوچکترین امکانات ایمنی برخوردار نبوده و کار طاقت فرسای معدنکاری روی شانه های شان سنگینی میکرد، روز سه شنبه 5 جدی در اثر آتش گرفتن گاز میتان در داخل معدن زغال سنگ جان های شان را از دست دادند و 4 کارگر دیگر در این حادثه شدیداً زخم برداشتند. در این حادثۀ غم انگیز از سرنوشت یک کارگر دیگر هیچ خبری در دست نیست و به احتمال قوی که آن کارگر نیز جان اش را از دست داده باشد.

این تراژیدی زمانی بوقوع می پیوندند که هیچ روزنۀ امیدی برای بهبود وضعیت به شدت ناهنجار کار و کارگر در افغانستان دیده نمی شود و حاکمان در قدرت با طرح قوانین سختگیرانه برای طبقۀ کارگر، سرمایه داران داخلی و خارجی را آزاد گذاشته که نه تنها درجۀ استثمار را به شکل ظالمانه بالا ببرند، بلکه ابتدایی ترین حقوق کارگر را نیز رعایت نکنند.

دستمزد ها هیچ همخوانی با وسایل اولیۀ معیشتی ندارد و یک کارگر با تمام عرق ریزی و کار طاقت فرسا در ختم روز به مشکل شکم خود و فامیل خود را سیر کرده می تواند. ساعات کاری بدون پرداخت اضافه کاری بعضاً به بیشتر از دوازده ساعت در روز میرسد و مالک آخرین رمق و توان کارگر را نیز میمکد. نبود وسایل ایمنی برای کارگر در کارهای که به آن نیاز است دیده نمی شود و به همین دلیل است که جان کارگر با خطر جدی مواجه بوده و بارها شاهد جان باختن کارگران در جریان کار می باشیم. درجۀ مصونیت کاری به صفر تقرب کرده و کار هیچ کارگری تضمین نمی باشد و هر زمانی و به هر دلیلی که صاحب وسایل تولید بخواهد کارگر را از کار برکنار کرده میتواند. برخورد غیر انسانی  و پرخاش در محیط کار یکی دیگر از مشکلات مهم طبقۀ کارگر می باشد و روزانه کارگر بارها از سوی صاحب کار تحقیر و توهین می گردد.

استفاده از نیروی کار کودکان به دلیل پرداخت مزد کمتر به آنها به شکل گسترده معمول گردیده است. چنانکه چندی قبل وزارت معدن تائید نمود که شرکت های قراردادی به دلیل مزد پائین از کودکان در معادن به شکل وسیع استفاده می نمایند و هیچ ممانعتی در برابر این عمل غیر انسانی آن ها صورت نمی گیرد. یکی دیگر از مشکلات طبقۀ کارگر تبعیض جنسیتی و ملیتی در ساحۀ کار می باشد و بارها دیده شده که با قشر زن طبقۀ کارگر در محیط کار برخورد های غیر انسانی صورت می گیرد. همچنان توهین و تحقیر ملیتی نیز در محیط کار مشکل دیگری است که طبقۀ کارگر با آن مواجه می باشد. برخورد استعمارگران با طبقۀ کارگر به مراتب غیر انسانی تر از صاحبان بومی وسایل تولید می باشند و بار ها دیده شده که کارگران افغان با تحقیر و توهین توسط سگ ها تلاشی شده و ساعت ها زیر نور آفتاب و یا در سردی هوا انتظار رفتن به محل کار را میکشند. 

طبقۀ کارگر کشور که زیر ستم چند لایۀ طبقاتی، ملیتی، جنسیتی و ستم ناشی از استعمار کشور توسط اشغالگران غربی خرد و خمیر گردیده، در پراکندگی به سر می برد و نبود اتحادیه های کارگری فعال که هیچ وابستگی به دولت نداشته باشد باعث گردیده تا ابتدایی ترین حقوق طبقۀ کارگر نیز از سوی صاحبان وسایل تولید برایشان پرداخت نگردند. 

تا زمانیکه طبقۀ کارگر خود دست به کار نشود و اتحادیه های کارگری خود را نسازند، نمی تواند حتی به ابتدایی ترین خواسته های خود که همانا کار مناسب در برابر مزد مناسب می باشند دست یابد.

کودکان تهیدستان در دوزخی بنام افغانستان قربانی می شوند



نوشته سید کریم

باید که رنج را بشناسیم
وقتی که دختر رحمان
با یک تب دو ساعته می میرد

اشغال و تجاوز بدترین دشمن تهیدستان است. تجاوز خارجی ها سبب می شود تا تهیدستان، بخصوص زنان و کودکان طبقات ستمکش بیشترین قربانی را بدهند. با اشغال و تجاوز سرمایه داران غارتگر، زحمتکشان و تهیدستان ضمن اینکه بوسیله ستم های گوناگون قربانی می شوند، بیشتر فقیر و فقیرتر می شوند و عکس آن چپاولگران تاجر و سرمایه دار و ارباب و فئودال غنی تر می شوند.

با اشغال کشور ما بوسیله امریکا و ناتو؛ ضمن کشتار تهیدستان، فاصله میان غنی و فقیر بیشتر شده است که این باعث شده تا کودکان تهیدستان هر روز بمیرند و زندگی فلاکتبار را تجربه کنند. ضمن سایر جنایت های که در حق کودکان تهیدست صورت می گیرد، یکی هم مرگ و میر آنان بوسیله مریضی ها بسیار ابتدایی مثل اسهال و تب و غیره است. آمار یونسیف نشان می دهد که سالانه 80 هزار کودک به اثر مریضی های گوناگون در کشور ما می مرند که از جمله  9500 تن آنان به اثر بیماری اسهال زندگی خود را از دست می دهند؛ مردن 26 تن کودک در یک روز آن هم به اثر مریضی از نوع اسهال، فاجعه دردناک و لکه ننگ بر جبین سرمایه داران غارتگر امریکا ـ ناتو و حامیان داخلی آن است؛ لکه ننگ و شرم بر پیشانی گردانندگان انجوهایی مزدبگیری است که بنام کودکان بزنس و تجارت می کنند.

این 80 هزار کودک مربوط به خانواده های تاجران و پولداران نیست که به این سادگی می میرند، بلکه مربوط به خانواده های تهیدست و زحمتکشی است که نه آب صحی آشامیدنی دارند، نه هم غذا کافی و نه هم پول داکتر و دوا. تهیدستان زحمتکش اگر به شفاخانه های دولتی میروند با فسادی حاکم در آن، نمی توانند به معالجه فرزندان شان بپردازند و اگر به شفاخانه های خصوصی مراجعه می کنند، گردانندگان آن که در شهوت پول پیدا کردن می سوزند و وجدان و شرافت شان را در گرو پول گذاشته اند؛ تنها با فرو بردن دست در جیب زحمتکشان حاضر می شوند کودکان تهیدستان را معالجه کنند، که متاسفانه زحمتکشان ما از پرداخت مصارف معالجه برای این دزدان طبابت عاجز هستند و سرنوشت محتوم آنان همان مرگ دردناکی است که آمار آن به حیث یک خبر به رسانه ها راه می یابد.

کودکان تهیدستان، بوسیله ماین کشته می شوند، در بمباردمان امریکایی ها ـ ناتویی ها نابود می شوند، اختطاف چیان مافیایی آنانرا می ربایند و غارتگران سرمایه آنان را در کوره های خشت پزی گروگان می گیرند و هر ستمگری تلاش می کند تا خانواده آنها را بیش از پیش در گودال فقر سربه نیست کند. رنج و درد  کودکان تهیدست بی پایان است؛ آنان حتی به گفته شاعر تهیدستان، خسرو گلسرخی با یک تب دو ساعته هم میمرند؛ چرا نمیرند وقتی سرمایه داران اشغالگر و حامیان داخلی آن همه و همه در صف مخالف تهیدستان قرار دارند و می کشند و می درند و چپاول می کنند و غارت می کنند.

اما در این میان چه دردناک است وقتی  کودکان خانواده های تهیدست از بیماری هایی میمرند که با سادگی معالجه شده می تواند؛ این مرگ و میر نشان می دهد که زحمتکشان کشور ما در چه وضعیت رنج آوری قرار دارند که حتی نمی توانند به معالجه کودکان بیمار شان بپردازند و سالانه 80 هزار تن را برای بیماری های بسیارساده از دست می دهند، راستی هم باید رنج را بشناسیم و تپیدن هر قلب را به سرودی تبدیل کنیم؛ در غیر آن چه قلب های معصومی که از تپش باز خواهند ایستاد؛ و ما را هرگز نخواهند بخشید!



چپاولگران باعث آوارگی و دربدری زحمتکشان می شوند

نوشته از سیر

چپاولگران سرمایه بدترین دشمنانان زحمتکشان هستند. چپاولگران برای افزایش ثروت های شان، ملل دیگر را غارت می کنند. این غارت از طریق راه اندازی جنگ های ظالمانه و ستمگرانه صورت می گیرد. یکی از بلاهایی که این نوع جنگ های ستمگرانه بوجود می آورد، آوارگی و دربدری زحمتکشان تهیدست است.

جنگ ستمگرانه ای که بیش از شانزده سال است که ادامه دارد؛ یکی از جنگ های جنایتگستری است که بر تعداد آوارگان داخلی هر سال می افزاید. این آواره های مربوط به طبقات تهیدست و زحمتکشی هستند که خانه های گلین شان یا در بمباران امریکایی ها ـ ناتویی ها ویران شده و یا هم جنایتکاران طالب و داعش آنان را از خانه های شان بیرون کرده و زندگی را بر این زحمتکشان فقیر و نادار دوزخی ساخته اند.

بر اساس گزارش دفتر هماهنگی کمک های بشری سازمان ملل متحد برای افغانستان (اوچا) در سال روان میلادی بیش از 360 هزار افغان در داخل کشور آواره شده اند که نسبت به سال 2012  نشاندهنده بیش از 17 درصد آوارگی زحمتکشان در کشور می باشد. همین اکنون، در  اطراف شهر جلال آباد در حدود یک میلیون انسان زحمتکش در حالت بسیار فلاکتبار و با ناداری فاجعه بار زندگی می کنند، که اکثریت شان از ولسوالی های ننگرهار از ترس فاشیزم داعشی و بمباردمان امریکایی فرار کرده اند.

جنگ کنونی که در حدود شانزده سال قبل به نام دموکراسی و حقوق بشر آغاز شده؛ باعث آوارگی داخلی بی سابقه زحمتکشان در کشور ما شده است. در آوارگی زحمتکشان چند عامل نقش عمده دارند: ستمگری امریکایی ها ـ ناتویی ها که با بمباردمان و عملیات نظامی قریه و روستا و ده و کشتزارهای زحمتکشان را نابود می کنند، جنایت و بربریت طالبان و داعشی ها که توده های مردم را به گودال نیستی پرتاب می کنند، چور اربکی های تفنگدار و وحشت تنظیمی های جهادی که بر عفت و ناموس مردم تجاوز می کنند و دار و ندار زحمتکشان را چپاول می کنند و فقر روز افزون زحمتکشان و ثروت اندوزی افسانه ای پولداران که ناشی از جنگ ارتجاعی کنونی است.

توده های مردم حق دارند سرپناه داشته باشند و هر جایی که خواسته باشند زندگی کنند، گرفتن سرپناه و کار از آنان و بمباردمان کشتزارها و خانه های گلین آنان و با قساوت بی مانند آنانرا آواره ساختن جزوی ماهیت دموکراسی سرمایه داران غارتگر و ماهیت واقعی حقوق بشر امپریالیستی است. توده های ما طرفدار دموکراسیی هستند که در آن رفاه اکثریت مردم تامین شده باشد و برابری به حیث حقوق ابتدایی و اولیه اکثریت انسان های زحمتکش شناخته شود. تا «دموکراسی» امپریالیستی، آنهم با بم و بمباردمان همراه باشد؛ توده ها در کنار ده ها مصیبت دیگر، رنج آوارگی را نیز متحمل خواهند شد و هیچگاه روی بهروزی و رفاه را نخواهند دید.