کتاب های منتشره

  • اقتصاد سیاسی
  • موضوعات اجتماعی

جستجوی موضوعات منتشر شده

۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه

زحمتکشان، قربانیان اصلی مواد مخدر

کشت کوکنار، یکی از محصولاتی است که با تجاوز سوسیال امپریالیزم شوروی در مناطقی از کشور ما رواج یافت و بعد در جریان جنگ های تنظیمی به ولایات دیگر نیز گسترش یافت که با آمدن طالبان به یکی از محصولات پر درآمد تبدیل شد. دهقانان کشور ما که در سالیان گذشته به خاطر جنگ ها و زورگویی های جنگ سالاران منطقه،  زمین های شان را ترک گفته بودند پس از برگشت با زمین هایی روبرو شدند که تقریباً به دشت خشک تبدیل شده بود. کاریز های شان خشکیده بود، جویچه ها از میان رفته بود و کشت گندم و سایر محصولات دیگر نه تنها فایده ای برای دهقانان نداشت، بلکه به زیان آنان تمام می شد، بنابرین آنان به زرع کوکنار رو آوردند، به زرعی که نخستین قربانیانش، خود دهقانان هستند.
بر اساس گزارشی که سازمان ملل متحد به تاریخ 8 اسد امسال منتشر ساخت، در سال 2009 عاید تریاک افغانستان از 68 ملیارد دالر عاید جهانی، 61 ملیارد دالر بود که فقط 3 درصد آن به دهقانان می رسد و باقیمانده به جیب مافیای مواد مخدر، سرمایه داران و قاچاقبران ریخته می شود. دهقانان با وجودیکه بیشترین کار و انرژی را برای این کشت به مصرف می رسانند، از این کشت کمترین عاید دارند، در حالی که چنانچه یادآوری شد قربانیان اصلی این کشت هستند.
دهقانان، زنان دهقانان و فرزندان دهقانان کسانی هستند که باید تریاک را نشتر بزنند. در زمان نشتر زدن اکثراً آنرا می چشند تا کیفیتش را معلوم کنند. زنان دهقانان بخاطریکه بتوانند در مزرعه کار کنند، ناچار هستند به اطفال شان تریاک بخورانند تا به خواب بروند و فرزندان دهقانان نیز در نشتر زدن و جمعاوری به مرور زمان معتاد می شوند. این اعتیاد سبب می شود تا آهسته آهسته آنان به نیروی عاطل تبدیل شوند. در عین زمان، در حاضر در افغانستان بیشتر از 1.5 ملیون معتاد موجود است که اکثریت مطلق آنان مربوط به طبقات زحمتکش کشور ما هستند، یا فرزندان دهقانان هستند، یا هم کارگران و یا هم کسبه کاران و ماموران پائین رتبه. اگر به دریای کابل، پل سوخته و سایر مناطقی که معتادان در آنجا گرد هم می آیند، سری زده شود، دیده می شود که همه معتادان مربوط به خانواده هایی به شدت فقیر و نادار جامعۀ ما هستند.
پس  دهقانان عزیز ما باید بدانند که با این کشت فایدۀ اصلی را به کسانی می رسانند که بر سرنوشت آنان بازی می کنند، فایدۀ اصلی را به آنانی می رسانند که همین اکنون طیاره های شان بر زمین و کاشانه و اولاد شان بم می ریزند و آنان را قتل عام می کنند، ولی خود فایدۀ ناچیزی از آن می برند که در مقایسه با قربانی ایکه از دهقانان و فرزندان آنان می گیرد، بسیار و بسیار ناچیز است.

د کارګرې طبقې اتل

جان لنون
له کومې شیبې چې نړۍ ته راځې
 تا اړ کوي چې ځان سپک وګڼې
د فکر کولو وخت تا ته نه درکوي
د بدن دردونه دې دومره لمبې وهي
چې نور یې آن احساسولی نشې.

په کور کې دې ځوروي او په ښوونځي کې دې وهي
که هوښیار واوسې، له تا نه کرکه کوي
 او که ناپوه واوسې، سپک دې ګڼي
دومره اطاعت کوې چې بالاخره لیونی کیږې
 خو د دوې پر قوانینو نه پوهیږې

کله چې دې شل کاله شکنجه کړي
او سرې سترګې درښکاره کړي
دومره ډارن کیږې
 چې نور آن د خپلو لاسونو او پښو اختیار نلرې.

درته وایي چې لا ته د لوړو ځایونو وړتیا نلرې
که غواړې چې ته هم د بډایه او شتمنو په شان واوسې
نو شرط یې دا دی چې پر شونډو دې خندا وي او انسانان ووژنې

که غواړې چې اتل واوسې، نو زما په لاره رهي شه
که غواړې چې اتل واوسې، نو یوازې زما په لاره رهي شه
څه خوند لري د کارګرې طبقې اتل کیدل!

زنان افغانستان، زحمتکش ترین زنان دنیا

زنان افغانستان از جملۀ زحمتکش ترین زنان دنیا به حساب می روند، زیرا هر نوع ستم بر آنان روا داشته می شود و از حقوق ابتدایی انسانی خویش محروم می باشند. زنان در دهات و شهرها مشغول کار بوده و بار سنگین کارها را بر شانه میکشند. زنان زحمتکشان نیز مانند مردان شان تحت ظلم و ستم قرار داشته و مجبور اند دوشادوش مردان به کارهای مختلف جهت اعاشۀ خانواده بپردازند. زنان در شهرها و دهات مصروف کار می باشند.
زنان در کنار اینکه تحت ستم کارفرما و صاحب دفتر و کارخانه قرار دارند، مردان نیز بر آنان ستم روا می دارند. چون سطح سواد و آگاهی در جامعۀ ما بسیار نازل است، از این لحاظ بسیاری از مردان به کار، فعالیت و نقش زنان در اجتماع اهمیتی قایل نمی شوند و آنان را ناقص العقل می دانند. در حالیکه اگر به زنان فرصت داده شود، می توانند با هر نوع مشکلات دست و پنجه نرم کرده و تغییر بزرگی را در جامعه به بار آورند. به این خاطر زنان افغانستان نسبت به تمام زنان دنیا در وضعیت بد زندگی قرار دارند. زنان افغانستان همه روزه شاهد از دست دادن جگرگوشه های شان به اثر انفجار، انتحار و بمباران می باشند و با این هم بعضی از مردان کوتاه فکر این قربانی زنان را نادیده گرفته و آنان را نصف مردان می دانند.
سازمان های مختلف در افغانستان به نام زنان مصروف کار اند که بسیاری آنها نتوانسته اند کاری را برای زنان انجام دهند. بعضی از این سازمان ها از نام زن استفاده کرده و سازمان های زنان را مانند انجوها به خاطر پیدا کردن پول مورد استفاده قرار می دهند. این نوع سازمان ها به نوبۀ خود خیانت بزرگی را در حق زنان روا داشته و با این کار خود به زنان توهین می کنند.
جای بسیار تأسف است که در بسیاری از تلویزیون های افغانستان، سریال های بسیار مبتذل هندی را نمایش می دهند که  نقش زنان در آنها اکثراً منفی نشان داده شده است. مالکان این تلویزیون ها با پخش این سریال ها به نوبۀ خود به زنان ما که زحمتکش ترین زنان دنیا هستند، توهین می کنند. این سریال ها زنان را به اشکال مختلف زشت، شیطان، بدکاره و غیرقابل اعتماد نشان می دهند. نقش رسانه ها و تلویزیون ها در آگاهی دادن به مردم و مخصوصاً انعکاس مثبت نقش زنان در جامعه بسیار مهم و اساسی است، اما متأسفانه اکثر این رسانه ها در دست کسانی قرار دارند که مدافع حقوق زحمتکشان نیستند.
زنان زحمتکش و کارگر ما در فابریکه ها و موسسات صنعتی دیگر مصروف کار می باشند و از عرق جبین و آبلۀ کف دست خود مصارف زندگی خود را تأمین میکنند. باید اتحادیه های کارگری و اتحادیه های زحمتکشان برای زنان و مردان کارگر توسط خود زحمتکشان و کارگران ایجاد شود تا بتوانند با قوت و به شکل متحدانه در راستای به دست آوردن حقوق زحمتکشان و کارگران کار نمایند، از حقوق حقۀ شان دفاع نمایند و نگذارند که زحمت کار و عرقریزی شان به دست یک اقلیت مفتخور و بیگانه پرست بیفتد.