کتاب های منتشره

  • اقتصاد سیاسی
  • موضوعات اجتماعی

جستجوی موضوعات منتشر شده

۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه

دختران دایکندی زحمت می کشند ولی قربانی خشونت اند

دایکندی، یکی از ولایات دور افتاده و عقب نگهداشته کشور ماست. مردم این ولایت را اکثراً دهقانان زحمتکش می سازد. خانواده هایی که در این ولایت زندگی می کنند، با مشقت و رنج فراوان زندگی شان را می گذرانند. در این میان دختران که در کارهای خانه از قبیل پاککاری، آشپزی، لباس شویی، مهمانداری و سایر امور خانه داری زحمت می کشند و در عین زمان مصروف کارهای تولیدی بخصوص صنایع دستی می باشند، قربانی خشونت و خرافاتی می شود که توهین به کرامت انسانی به شمار میرود.
این خشونت و خرافات را اکثراً پولداران این ولایت دامن می زنند. پولداران در این ولایت کوشش می کنند که دختران را با قیمت بسیار زیاد بنام عروسی، "خریداری" نمایند. حتی دیده می شود که گاهی گاو، بز، خر و سایر حیوانات برای ارزشدهی دختران زحمتکش این ولایت در مراسم عروسی مورد استفاده قرار می گیرد. مثلاً در ولسوالی کیتی ولایت دایکندی ما با وضعیتی روبرو هستیم که انسان با دیدن آن حیران می ماند. در این ولسوالی هر روز قیمت دختر برای عروسی زیاد شده می رود که این کار سبب فرار و خودکشی دختران در این ولسوالی گردیده است. در سال گذشته در حدود 18 قضیۀ سَم خوری نزد داکتر شجاعی مراجعه نموده و دوسیۀ فرار چندین دختر با مردانی که زن هم داشته اند، در این ولسوالی ثبت می باشد، مثلاً طیبه از بندی سی، گل از سری تمران، گلپذیر از کومی، روزه از پشتان، کیمیا از بندی سی، صابره و طلا از کهنه ده، دختران جوانی هستند که به خاطر گریز از عروسی های فروشگونه با مردانی که خانم نیز داشته اند، فرار کرده اند.
در اکثر مناطق ولسوالی فوق و بالاخص در قرای کیتی، تمران، کومی، کیسو و غیره قیمت بلند عروسی دختران شکل رقابت تجاری را اختیار کرده است و دختران به سن های بین 12 و 14 سال به قیمت های متفاوت در بدل پنج، ده و دوازه لک افغانی و یا هم گاو، بز، خر، گوسفند، اسپ و موتر معامله می شوند. اگر دختری از خانواده پولدار و مقبول باشد و در عین زمان سواد داشته باشد، قیمت آن بالاتر از همه است. بطور مشت نمونه خروار می توان از خویشاوندی افراد سرشناس کومی علیا و سفلی نام برد که در آن پدر دختر شش لک افغانی گله (طویانه) و چهار لک افغانی مهریه دخترش را تعیین نمود؛ به گفتۀ مردم محل این عمل در حالی صورت میگیرد که چندی قبل پدر همین دختر، مردی را به جرم بالا گفتن مهریه دخترش در روز عروسی دخترش در بین مردم محل با سیلی میزند و میگوید «شریعت مهریه زیاد را جایز نمی داند».
همین طور، فردیکه فعلاً ملای برحال مدرسۀ دینی "تمران" است، از خواستگاری دختر دوازده ساله اش دوازده لک افغانی مطالبه نموده که نیم آن پول نقد و نیم متباقی اش به اسم معامله شامل گاو، خر،کمپل، موتور، بز، گوسفند وغیره می شود. چنانچه گفتیم از آنجائیکه در این ولایت نزدیک به 90 درصد مردم دهقان هستند و دهقانان آنقدر پول ندارند که برای مراسم عروسی پسران شان بپردازد، لذا اولادهای شان ناگزیز می شوند که به خاطر پیدا کردن پول راه ایران را بگیرند که با برگشت، نه تنها که پولی آورده نمی توانند بلکه اکثراً معتاد بر میگردند.
این مسابقه بلند بردن قیمت عروسی دختران که از طرف پولداران و زمینداران تشویق می شود، به طرز پنهانی هدفی را دنبال می کند. از آنجائیکه دهقانان نمی توانند برای عروسی صدها هزار افغانی بپردازند، یا ناچار می شوند که فرزندان شان به ایران برود و یا هم باید توته زمینی را که دارند به گرو و یا هم به فروش برسانند، تا بتوانند عروسی فرزندان شان را سروسامان دهند. و واضح است که زمین را در جایی که اکثریت را دهقانان و زحمتکشان می سازد، به غیر از خانان و اربابان پولدار که حمایت های تنظیمی و دولتی نیز دارند، فرد دیگری خریده نمی تواند و دهقان مجبور است که زمین خود را بر این ظالمان بفروشد و خود فرزند و اولادش را گرفته به شهرها مراجعه کند و به جای دهقانی به کارگری بپردازد.
 دولت فعلی، که فقط قانون پشت قانون چاپ می کند، عملاً نمی تواند کوچکترین خدمتی برای این دختران زحمتکش که قربانی خشونت هستند، انجام دهد. زیرا دولت فعلی دولت پولدارها، تاجران، اربابان و خان ها، جنگسالاران و افراد زورگو می باشد و از اینان حمایت میکند.

کارګران کورونه جوړوي، خو په خپله کورونه نه لري

زموږ په هیواد کې دا یوازی کارګران، بزګران او په مجموعی ډول زیارکښان دي چې له ټولو ډیر زحمت باسي، په هر کار اخته دي، کرهنیز محصولات کري، سرکونه جوړوي، کورونه آبادوي، د تفریح پارکونه ودانوي، د ښار پاککاري کوي، ویالې پاکوي، ډوډۍ پخوي، موټرې چلوي، روغتونونو کې کار کوي، په بیلابیلو ادارو کې په ټیټو چوکیو دنده تر سره کوي  او که چیری همدا زیارکښان یوه ورځ کار ونکړي نو ټول شیان به په ټپه ودریږي او ټولنه به له ډیرو ستونزو سره مخامخ شي.
که چیرې سهار وختي د افغانستان د لویو ښارونو څلور لاریو ته ووځو نه په زرګونو داسې کارګران به ووینو چې د کار په تمه ناست دي څو ورته کار پیدا شي. په دې کارګرانو کې د هر قوم او ملیت کارګران شته، سپین ږیری کارګر او ځوان کارګر، ازبک کارګر او پښتون کارګر، هزاره او تاجک کارګر او ترکمن او پشه ای او نورستاني کارګر ټول سره یوځای په دوو پښو ناست دي څو یوځای کار ته ولاړ شي. اکثره دا کارګران د ساختماني برخې کارګران دي. دوي ځي چې په شیرپور، وزیراکبرخان، کارته سه او د کابل او د هیواد په نورو ولایتونو کې لوکس کورونه، غټ غټ بلډینګونه او لویې لويې ودانۍ، اپارتمانونه، هوټلونه او رسټورانټونه جوړ کړي. څوک شګه چڼ کوي، څوک خښته راوړي، څوک سمټ جوړوي، څوک روزمزدي کوي او څوک هم استادکار دی. دا ټول په ګډه دا ښایسته او فیشني کورونه او اپارتمانونه جوړوي، قصرونه آبادوي، خو په خپله کورونه نلري. ځینې یې هغه مسافرین دي چې له نورو ولایتونو څخه کار ته راغلي او په هغو کنډوالو کې ژوند کوي چې دوې ورته کور او یا کوټه وايي.
دلته زموږ په هیواد کې څو شتمن مافیايي کسان، هره ورځ ځمکه په ارزانه بیه اخلي او ورباندې ښارګوټي جوړوي. یو شتمن ۲۰۰ او دری سوه او حتی زر اپارتمونه لري، هغه اپارتمانونه چې د همدې کارګرانو د لاس په تڼاکو آباد شوي دي.  ځینې شتمن لسګونه ښارګوټي لري او په تلویزیونو کې یې د اعلاناتو یوه غوغا جوړه کړې ده. خو کارګران، وروسته له هغې چې دا کورونه او اپارتمانونه جوړوي، نور هیڅکله نشي کولاې د دې کورونو په درشل پښه کیږدي. زموږ د کارګرانو کورونه د دِه افغانان او قول آبچکان په شان سیمو کې او د غرونو په لمنو کې هغه پراتې جونګړې دي چې ورباندې نشو کولای د کور نوم کیږدو. ډیری کارګران قطعاً کورونه نلري او شپه او ورځ په کرایي ارزان بیه کورونو پسې سرګردانه دي. همدا دلیل دی چې په  کابل کې خلک د متل په توګه وایي: نان ګدا باش ولی خانه ګدا نه!
دا ښکاره خبره ده تر هغې چې کارګران له یو بل سره لاس ورنکړي، یو کارګري پیوستون رامنځته نکړي او د ظلم او تیري څخه د خپل خلاصون لپاره کوښښ ونکړي، نو همیشه به د نورو لپاره کورونه آبادوي خو په خپله به کورونه ونلري. کارګران هغه وخت کولاې شي خپل کورونه ولري چې د مزدورۍ کړۍ یې ماته کړې وي.

چرا بعضی از انسان ها پولدار و بعضی فقیر اند؟


زحمتکش عزیز! آیا گاهی به این فکر کرده ای که چرا در تمام زندگی رنج می بری، زحمت می کشی، تلاش می کنی، عرق می ریزی، خون دل میخوری؛ اما وضعیت زندگی ات نه تنها خوب نمی شه بلکه هر روز بدتر هم میشه؟ آیا به این فکر کرده ای که چرا بعضی ها خیلی زیاد پول داره و هر چه که آرزویش را بکنه به آن میرسه، اما تو با وجود کار زیاد و عرق ریختن حتی نمی توانی شکم خود و زن و فرزندت را سیر کنی؟ شاید پیش خود فکر کرده باشی که او از پدر پدر پولداره و مه از اول فقیر به دنیا آمده ام و یا شاید هم خود را به شکلی قناعت بدهی.
ولی ای زحمتکش عزیز، فقط بدان که همۀ انسان ها هزاران سال پیش هنگامیکه هنوز زندگی ابتدایی داشتند، یکسان زندگی می کردند. پولدار و فقیری وجود نداشت. همه با هم شکار می کردند، میوه جمع آوری نموده و بالاخره غذا پیدا می کردند و همه باهم یکجا غذای به دست آمده را  با مزه نوش جان می نمودند، چون همه یک قسم کار می کردند و یک قسم غذا می خوردند.  انسان ها در آن زمان هیچ وقت به این فکر نمی کردند که حق دیگران را دزدی کنن یا از حق خود زیادتر بگیرن و بخورن، چون به همه غذا می رسید.
اما وقتی که وسایل شکار پیشرفته شد و یکتعداد از انسان ها توانستند که بیشتر از دیگران شکار نموده و غذای بیشتری پیدا نمایند و یک تعداد دیگر بنابر مریضی و یا محیط طبیعی و یا هم وسایل کهنه نتوانستند شکار بیشتر نمایند، همین جا بود که میان زندگی انسان ها تفاوت به وجود آمد. آنانی که غذای بیشتر به دست می آوردند و آن را تقسیم نمی کردند، آهسته آهسته ثروتمند شدند و آنانی که غذای کمتر و گاهی روزها هیچ غذایی پیدا نمی کردند فقیر ماندند. آنانی که ثروتمند شدند تلاش کردند تا بیشتر ثروتمند شوند و تصمیم گرفتند که غذای کم فقیران را نیز چور و دزدی کنند.
  زمانیکه انسان ها شروع به حق خوری میکنن؛ جنگ ها شروع میشه، کشت و کشتار شروع می شه و یکی دیگری را به برده گی و غلامی می گیره.
 تا مدت ها سیستم برده گی بین انسان ها وجود داشت و هر روز خون هزاران انسان در اثر ظلم و ستم برده دارها به زمین می ریخت. برده دارها مثل حیوانات بالای برده ها از صبح تا شام کار می کردند و در آخر وقت نان بسیار کمی به آنان میدادند. انسان های زیادی در زمان برده داری در اثر ظلم و گرسنگی از بین رفتند.
بعد از اینکه ظلم و ستم بر سر برده ها زیاد شد، برده ها دست به قیام زدند که مشهورترین این قیام ها، قیام اسپارتاکوس بود. برده ها توانستند با این قیام ها بالاخره برده داران را نابود کنند. پس از نابودی برده داران، اربابان و خان ها به میان می آید که پولدار هستند، زمین دارند، گاو وگوسفند و مالچر دارند و تمام زمین های این خان ها و اربابان توسط دهقانان و بزگران کشت و درو می شود. دهقانان فقیر هستند ولی خان ها ثروتمند اند. دهقانان به مشکل نان پیدا می کنند ولی گدام های اربابان همیشه پر از غله می باشد. دهقان ها شب و روز بر روی زمین کار می کنند، عرق می ریزند، دست ها و پاهای شان زخمی زخمی می شه، اما زیادترین فایده را خان ها و اربابان می برن. در این جوامع اکثریت فقیر جامعه را دهقانان می سازن و اقلیت آن را کسانی می سازن که خودشان هیچ سهمی در کشت و کار ندارند، اما بیشترین گندم، جو، جواری، میوه و سبزی را آنان می گیرن.
به همین شکل در شهر ها نیز سرمایه دار کارخانه می سازه و پارک های صنعتی تاسیس می کنه. تعداد این سرمایه داران کم ولی تمام سهولت، امکانات، خانه های لوکس، نان خوب، لباس عالی، شفاخانه های مجهز، موترهای فیشنی  از آنان است. در مقابل کارگران که اکثریت را در  شهرها می سازن، نه کارخانه دارن، نه خانۀ خوب، نه لباس عالی و فرزندان شان از مریضی های بسیار خفیف می میرند، به خاطریکه پول ندارند تا دوا بخرند. کارگران بیشتر از سرمایه داران کار می کنن، شب و روزکار می کنن، دست های شان همیشه چرب و کثیف می باشه و همیشه پشت ماشین ایستاد می باشن، در حالیکه سرمایه دارا فقط نظارت می کنن و روز و شب شان به تفریح و مهمانی در هوتل های لوکس تیر میشه.  سرمایه داران به خاطری پول دار هستن که از نیروی کار کارگرا به شکل بی رحمانه استفاده می کنن، حق اصلی آنانرا نمی دهند و از معاش اصلی آنان دزدی می کنن. سرمایه دارا از بیکاری کارگرا استفاده غیر انسانی می کنن و از آنان می خواهند که در شرایط  سخت و با معاش کم کار کنن، در صورتیکه کارگرا حق اصلی یعنی معاش اصلی خود را تقاضا کنن، سرمایه داران آنان را از کار می کشن و همین جاست که سرمایه دار روز به روز پولدارتر میشه و کارگر روز به روز فقیرتر میشه.
حالا این مربوط به کارگران است که تا آخر می خواهند فقیر باشند یا می خواهند از فقر و تنگدستی خود را بیرون بکشند. اگر سر به زیر برای سرمایه دار کار کنن، هیچ وقت از فقر بیرون شده نمی توانن و اولاد شان نیز در فقر زندگی خواهد کرد، ولی اگر متحد شون، همدست شون، همصدا شون و هر کارگر، کارگر دیگر را برادر و خواهر خود فکر کنه و از حقوق یکی دیگه دفاع کنن و نگذارن که سرمایه دار حق اصل آنان را دزدی کنه، بالاخره روزی میرسه که دیگه فقر در زندگی کارگر دیده نشه و تمام انسانها زندگی برابر پیدا کنن.